یک جنین بیست و چند ساله

بایگانی

۸ مطلب در شهریور ۱۳۹۸ ثبت شده است

حالم؟ بد 

میشه گفت به بدی قبل 

ولی نه اونقدر بد که با شنیدن یه موزیک خوب لبخند نزنم 

آسمان برف رو گوش کنید لطفا

 

 

نیمه شبه. شیرمون رو نوشیدیم در بالکن

در هوایی که جدیدا میشه تحملش کرد بدون اینکه حس کنی داری تموم آب کره ی زمین رو نفس میکشی و راستش دیگه لازم نیست دوزیست باشی 

پاییز داره میاد 

برای من هیچ حس خاصی رو تداعی نمیکنه

پاییز نه از نظرم پادشاه فصل هاست و نه غم انگیز و لعنتی

پاییز پاییزه  متشکل از سه ماه با کمی کاهش دما و بارندگی بیشتر و ریختن گهگاهی چند برگ بر زمین که البته اینجا اتفاق نمیوفته

شروع پاییز مصادفه با تولد پ بله دقیقا یکم مهر ماه

پاییز ینی فصل تولد میم و دو اسم برعکسیان

پاییز ینی فصل بیرون راه رفتن تو این شهر 

قدم زدن کنار دریا و لذت بردن از صداش 

پاییز ینی سرماخوردگی ینی آنفولانزاهای مختلف 

ینی یه عالمه دستمال کاغذی با محتویات سبز و زرد و سفید و چسبونکی :))))

پاییز ینی خانوم قاف با اون پراید قراضه ش که بوق میزنه و من با یه لقمه نون و پنیر در حالیکه دکمه هام بازه از پله ها میدوم

پاییز ینی مدرسه ینی هانیه ینی زهره ینی مرجان ینی تخته ینی دفتر ینی کتاب ینی صف ینی خنده و جیغ و جریان 

آخ که پاییز هیچ چیزی رو برام تداعی نمیکنه :) 

پاییز ینی زرد ینی نارنجی ینی قرمز 

پاییز یعنی زیبایی

یک زیبای غمگین که با لب های نیمه باز خیره به راه اومدن معشوق بی وفا پشت پنجره خشکش زده با یه لیوانی که ازش بخار بلند میشه

پاییز ینی فصل دل های بی قرار و سرگردان

خلاصه سلام فصلی که چیزی رو تداعی نمیکنه! خوش اومدی