یک جنین بیست و چند ساله

بایگانی
آخرین مطالب

برای ملیحه

پنجشنبه, ۸ اسفند ۱۳۹۸، ۰۳:۴۷ ق.ظ

پنج سالشه! شهریور ۹۳ عروسی مهرنوش و بابک (مامان و بابای مارال) بود که خاله م برامون از یزد اوردش

یه پیشی کوچولوی پشمالو و نباتی

داییم گفت ماده ست و ما اسمشو گذاشتیم «ملیحه»

کمی که گذشت فهمیدیم نره ولی اسمش چیزی نبود که بتونیم عوضش کنیم پس دیگه جای ملیحه خانوم، آقا ملیحه بود

من اون سال کنکور داده بودم و تا بهمن پیشش بودم

بعد رفتم دانشگاه و ملیحه موند تو خونه

دلم براش تنگ میشد 

علی ازش برام میگفت همیشه

علی هم که از دو سال پیش دیگه تو خونه نبود و ملیحه شد تنها بچه ی مامانم

وجودش واقعا نعمته

ولی خب چند وقته که زیاد بهش اجازه نمیدن تو خونه تردد کنه و بیشتر وقتشو تو حیاطه :(

سختش نیست چون اتاق پایین در اختیارشه و همیشه میره و میاد ولی خب اون محبت ما رو هم میخواد

دیروز رفتم پیشش بغلش کردم

بهش گفتم:

ما خیلی دوست داریم، خیلی خوشحالیم که تو پیشمونی و میدونیم بودنت یه موهبته

تو قشنگترین گربه ی دنیایی

و ما فقط چند تا آدمیم

آدما بدن ملیحه

ما رو ببخش

نگاهم کرد

دمشو پایین اورد و رفت

انگار متاسف بود برای آدما

  • ۹۸/۱۲/۰۸
  • sid

نظرات  (۱)

  • شهـــ ـــرزاد
  • زیر لب گفته "Shame on you" و رفته :))

    پاسخ:
    حق داره بابا :)))
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی