یکم پر حرفی
آهنگ عاشقانه که پخش میشه هرکی تو ذهنش سریع صنمشو تصور میکنه :) دستشو میگیره یا از دور نگاهش میکنه و لبخند میزنه و هزار تا کار کرده و نکرده
و یا هزاران هزار بغض برای جای خالیاش! برای نبودنش اشک میریزه برای دوریش آه میکشه و برای فرصت داشتنش حسرت میخوره شاید فکر کنین چقدر سخت! چقدر دردناک! چقدر کشنده و سمی و توکسیک!!
خب آره وقتی یه چیز عاشقانه ای از یه جایی میشنویم، میبینیم یا حس میکنیم دنبال مخاطب لایق از نظر خودمون میگردیم که سریع همذات پنداری کنیم و از شباهت موقعیت لذت ببریم :)
منم داشتم، خیلیم خوب بود اصلا ذاتا عشق همون درد شیرینه که نبودنش شاید بی درد باشه ولی اصلا حس خوبی نیست
من تازگیا وقتی با یه چیز عاشقانه برخورد دارم و تو ذهنم دنبال مخاطبش میگردم هیچکی نیست! ینی هستن زیادم هستن ولی من دلم نمیخواد دستشونو بگیرم یا نگاهشون کنم من اصلا دلم براشون نمیلرزه دلم براشون تنگ نمیشه دلم نمیخواد پیشم داشته باشمشون!
خب خیلیا منو دوست دارن میگن عاشقمن من که باورشون ندارم ولی خب اینجوری میگن! من تو دلم میگم خوش به حالتون که یکی هست که بخواینش!
یه مدته دلم یه تپش تند میخواد یه تاکی کاردی یه حس خوب سروتونینی! یه نگاه پر حرف که پشتش هزار تا خط ونشون و دلبریه! ولی میدونی؟ نیست! من خیلی گشتم ولی هر چی بیشتر گشتم گمراه تر شدم
عین یه کلاف هی پیچیدم و پیچیدم و آخرش شدم یه عالمه گره ی کور با دندون باز نشو!!
خلاصه دلم خواست به اون شاعرا و نویسنده ها و عاشقا بگم بدتر از درد عشق قطعا نداشتن عشقه.
چون اونجوری حداقل وقتی چشماتو میبندی یکی هست ولی من وقتی چشمامو میبندم فقط جهانم سیاه تر میشه
یاد اون روزای پر شور عشق و عاشقیم که میوفتم لبخند میزنم! یاد اون قایمکیا اون له له زدن برای باهم بودنا یاد اون روزا
خب حالا قبول کردم که دیگه نمیشه! به این زودیا به این دیریا نمیشه که باز قلبم اونجوری بزنه! ساپورت عاطفیمو از خیلیا میگیرم درست یا غلطشم هیچکی نمیدونه و نمیتونه که ثابت کنه
خلاصه که دیگه خیلی منتظرش نیستم که بیاد
حالا وقتی آهنگ عاشقونه پخش میشه، منو جای خالیِ توی ذهن و قلبم دست همو میگیرم میشینیم یه گوشه و عاشقونه ی بقیه رو با لذت نگاه میکنیم زیر لبم میگیم خوش به خوشیتون و بعد یواشی از اون گوشه ی کنار دیوار محل رو ترک میکنیم و میریم جایی که جای ماست.
- ۹۷/۰۹/۲۰