یک جنین بیست و چند ساله

بایگانی
آخرین مطالب

۶ مطلب در دی ۱۴۰۳ ثبت شده است

رود تنها

کوه خاموش

ابر بارانی تو

روز آرامش قبل از شب طوفان تو بود

آمدی شهر بهم ریخت از آرامش تو

آمدی و پس از آن جان همه جان تو بود!

آسمان برف 

دلم گرم

به چشمان تو بود

گیسوان تو رها

باد پریشان تو بود...

شهر تا شهر 

خیابان به خیابان همه تو

دیگر از بعد تو تهران همه تهران تو بود

تو بهاری و از ان روز که رفتی 

یک عمر

سال تا سال فقط فصل زمستان تو بود

 

یادته گفتم هر آدمی که میاد تو زندگیمون وقتی میره رد پاش میمونه روی جونمون؟

این جان من چقدر رد روشه! چقدر یاد! چقدر خاطره! 

یادته گفتی آیدا تو خیلی زندگی کردی؟!

من، ما، ماها خیلی زندگی کردیم

خیلی تجربه کردیم