حمید حامی_یاد من باش
آخرین باری که به این آهنگ گوش کردم روزی بود که شبش خودکشی کردم! از اون روزا ده ماه میگذره!
وقتی بهش گوش میکردم به این فکر میکردم کاش واقعا وقتی غم خونهنشین شد یاد من باشن منی که امشب تصمیم به از بین بردن خودم دارم!
تصمیمی که ماهها بهش فکر کرده بودم بهش نزدیک شده بودم براش آماده شده بودم!
وقتی انجامش دادم اما...
حالا غم خونهنشین نشده، منم هنوز هستم و فکر میکنم حالا حالاها باشم :)
امروز اما گریزی زدم به عکسای قبل اون اتفاقو مرورشون کردم! چند عکسی از پ بود و بحرانی که باهاش داشتم برام زنده شد! چند عکس از شواهد توقیف ماشینم! اوضاع وحشتناک کشور! ولی غمانگیزترین تصویر، عکس منه با صورت ملتهب از گریه و چشمای قرمز خیس با لبخندی زورکی به دوربین که یه سویی شرت صورتی گشاد تنمه و روی صندلی میز تحریرم نشستم ومشخصه که قبل از جلسه رواندرمانیم بوده! این تصویر برای من یادآور آیدای آبان ۹۸ه! یادآور افسردگی شدید و ناامیدی و دل کندن از همه چی برای کمی آرامش و استراحت روح!
این تصویر افسردگی رو که میبینم برای همه کسایی که دردم رو تجربه کردن دلم آتیش میگیره! برای درد نادیدنی و درک ناشدنی که میکشن و گاهی برای بیماریشون متهم میشن فقط به خاطر اینکه علم ما هنوز ابتره و درک ما از جهان ناکامل گاهی احمقانه...
آبان نود و هشت تا ابد برای من یه نقطهی شروع مجدد باقی میمونه! کاش آخرش از این شروع مجدد پشیمون نشم :)
- ۱ نظر
- ۲۸ مرداد ۹۹ ، ۱۴:۳۲