یک جنین بیست و چند ساله

بایگانی
آخرین مطالب

من هنوز زنده ام

يكشنبه, ۲۸ بهمن ۱۴۰۳، ۰۱:۵۸ ب.ظ

بالاخره برگشتم به کتابخونه

 

بعد از نمیدونم چنننند وقت طولانی دست و پنجه نرم کردن با انواع مصائب حالا اولین روزیه که با ارامش نسبی میتونم به کارام برسم

حس خوبیه! همیشه بر این باورم که روتین به من آرامش میده

اینکه صبح پاشم یه سری کارای تکراری بکنم تا شب و بعد هم با ارامش ناشی از مفید و موثر بودن بخوابم 

اگر جای بهتری بود اینجا

صبح پا میشدم کمی به کارام میرسیدم عصر میرفتم مطب کمی مریض میدیدم و شب رو به تفریح میپرداختم

دقیقا کاری که مادر سالها کرد :)

ولی این روتین با ارامش نمیشه

 

شاید چند سال دیگه بشه

دوست دارم روزی که به ارامش نسبی رسیدم بیام و این روزهای پرتلاش رو مرور کنم

چون تنها کسی که باید بدونه من چقدر زحمت کشیدم خودمم

چقدر استرس تحمل کردم 

چقدر دویدم 

چقدر با سیلی صورتمو سرخ نگه داشتم و fake it to make it کردم

اینا رو باید به یاد بیاری دختر

 

کتابخونه ملی امن و امانه :)

دو تا دستگاه قهوه. فروشی گذاشتن دم در 

پیشیا گم و گورن به خاطر سرما

اهالی ثابت تقریبا هستن امروز

سروش صحت خیلی وقته نیومده فک کنم برای برنامه ی اکنون  درگیر باشه 

امروز چون روز اول بعد. از مدتهاست قراره زیاد به خودم فشار نیارم تا زخم هام اذیت نشه

البته زخمی هم نیس :))))

و اینکه با موحد اشتی کردم 

:)

  • ۰۳/۱۱/۲۸
  • sid

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی