س سه نقطه
میگفتن دنیا دار مکافاته! کارما و این چرندیات
من بهت میگم نیست خواهر، نیست برادر...
مطمئنم تو کل زندگیش هیشکیو آزار نداده. هیچکس نیست که بگه این زن منو رنجونده و اگر باشه هم ...
خدا ته قصه به ایوب میگه تو نمیدونی! تو هیچی نمیدونی، تو نمیدونی من چه کارها میکنم! تو چجوری به خودت جرات دادی به عدالت من شک کنی؟
«39-40آیا میتوانی برای ماده شیر و بچههایش که در لانهٔ خود لمیده و یا در جنگل به کمین نشستهاند، خوراک تهیه کنی تا شکمشان را سیر کنند؟ 41وقتی کلاغها به این سو و آن سو پرواز میکنند تا شکم گرسنهٔ خود و جوجههایشان را که نزد خدا فریاد برمیآورند سیر کنند، چه کسی برایشان خوراک تهیه میکند؟ »
ایوب بیچاره حتی یه بار نگفت که از ایمان دست برمیداره! فقط گفته بود از خدا میپرسم که چرا؟ کو عدالتت!
خدا اما جوابش شگفت آوره
دنیا! دنیا دار مکافات نیست، کارما رو ما از خودمون دراوردیم!
همه چیز پیچیده تر از اونیه که به نظر میاد و سادهتر از چیزیه که بشه تصور کرد
مادربزرگم، مادر ثریای نازنینم دوباره باید عمل بشه و پاش مجددا شکسته و این یعنی تموم اون درد و رنج قراره تکرار بشه.قراره باز هم عذاب منحمل بشه
اگه داستایفسکی داستان ثریا رو بشنوه قطعا جلوش زانو میزنه! و پاش رو میبوسه
ثریای نازنینم! مصائبی که بر سرت میاد رو من یکی که درک نمیکنم
اما بیا به این فکر کنیم که تو آمرزیدهترین مادربزرگ جهانی
اون دست های رنجکشیده ی مقدس رو بر سر هر کس بکشی از گناه پاک میشه
ثریا
ثریا
ثریا...
- ۹۹/۰۶/۳۱
ای جانم :(