یک جنین بیست و چند ساله

بایگانی
آخرین مطالب

Blossom

يكشنبه, ۷ بهمن ۱۳۹۷، ۱۰:۲۵ ب.ظ

وقتی خانوم دکتر دندونپزشک با اون مته ش افتاده بود تو دهنم و من نگران بودم که زبونم آش و لاش شه و تمرکز کرده بود که تکونش ندم خواستم به یه چیز خوب فکر کنم که همه چی زودتر تموم شه! و لرزش من و فکم زیر دست دکتر کمتر

میدونی اولین چیزی که اومد تو ذهنم چی بود؟ تو بودی! چشمات! مژه هات! بعد مارال کوچولو و خنده هاش بعد گربه م چیزای حال خوب کنی بودن واقعا آرومم کردن

۷ تا دندون پر کردم :))) کلا فک کنم حق با همون اقایی بود که میگف مسواک نزنین مگه شتر مسواک میزنه! بعد این همه مسواک و نخ دندون اینه حق من؟؟؟

وقتی منتظر علی بودیم آهنگ شکوفه رو گذاشته بودم! همون که خیلی دوسش داشتیم... دریای دو چشم او را میجست و تهی میگشت! یادته لابد شایدم یادت رفته! قبول کردم که یادت حداقل تا یه مدت گره خورده به ذهنم


  • ۹۷/۱۱/۰۷
  • sid

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی