یک جنین بیست و چند ساله

بایگانی
آخرین مطالب

آغوش

پنجشنبه, ۱۵ آذر ۱۳۹۷، ۱۰:۲۶ ق.ظ

برای من متنای بلند و قشنگ مینویسه... برای من! و من حتی نمیدونم که آیا لیاقت این هجوم کلمات و این تعاریف بی نقص ادبی رو دارم یا نه؟!

اینکه خاص ترین آدمی که میشناسم اینجوری دیوانه وار عاشق من باشه رو نمیدونم چجوری هضم کنم 

این آدم برای من خدای آدم‌هاست... آفریده ی برتره

و وقتی که عاشق شد، وقتی عاشق من شد... دیگه از هرچیزی که توی این جهان بود فاصله گرفت

از آغوش چند ثانیه ای من یه قصه، نه یه مرثیه نوشت و چه زیبا و کامل و بی نقص

و من دارم خفه میشم که آخه من اینقدرا ارزششو ندارم به خدا! تو چرا داری با منو خودت اینجوری تا میکنی؟!چرا منو اینجوری میپرستی؟! چرا انقدر زیبا می پرستی؟!

پ ن: خیلی وقته که میام و مینویسم ولی منتشر نمیکنم، نمیتونم انگار! ینی میگم خب که چی؟! چرا ادما باید غم‌نامه‌ی منو بخونن ولی این بمونه به یادگار از خاص ترین موجود جهان برای من...

  • ۹۷/۰۹/۱۵
  • sid

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی